14 دلیل که دوست دارید بیشتر اوقات تنها باشید

آیا می خواهید بیشتر اوقات تنها باشید؟

آیا تنهایی را به تعامل اجتماعی ترجیح می دهید؟

مطمئناً تنها شما نیستید. و کاملاً خوب است که چنین احساسی داشته باشید.





اما آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا اینقدر از وقت تنهایی خود لذت می برید؟

در اینجا چند دلیل بالقوه آورده شده است.



1. شما درون گرا هستید.

ممکن است قبلاً اصطلاح «درون گرا» را شنیده باشید ، یا ممکن است قبلاً آن را یکی شناخته باشید ، اما تقریباً مسلم است که شما فردی کاملاً درون گرا هستید.

اصل ماجرا این است که به نظر شما تعامل اجتماعی بسیار کم پاداش تر از یک قدرت برون گرا است.

5 نشانه که یک بیوه در رابطه شما جدی است

این به این دلیل است که مغز شما نسبت به انتقال دهنده عصبی دوپامین بسیار حساس است ، که منجر به تحریک بیش از حد با تماس طولانی مدت اجتماعی می شود.



در عین حال ، زمان تنهایی خود را بسیار سودمند می دانید.

این به این دلیل است که مغز شما به انتقال دهنده عصبی استیل کولین واکنش مثبتی نشان می دهد ، که نوع آرامش بخشی را فراهم می کند.

البته موارد بسیار بیشتری از این موارد وجود دارد و ما به شما توصیه می کنیم مقاله کامل ما را در این زمینه بخوانید: معنای درونگرایی بودن به معنای واقعی چیست

2. شما یک فرد کم انرژی هستید.

به نظر می رسد برخی از افراد یک منبع انرژی بی پایان دارند.

دیگران ، مانند خود شما ، لوازم محدودتری دارند.

این کاملاً درون گرا در مقابل برون گرا بودن نیست ، اما ممکن است پیوندی وجود داشته باشد.

شما فردی بیش از حد فعال نیستید و مکان مورد علاقه شما در جهان صندلی راحتی یا کاناپه ای است که روی آن نشسته اید.

این بدان معنا نیست که شما نالایق یا ناسالم هستید - هنوز هم می توانید به طور منظم ورزش کنید ، اما پس از آن باید اطمینان حاصل کنید که برای استراحت و بهبودی وقت دارید.

در حالی که به نظر می رسد برخی از افراد از فعالیت خود احساس انرژی بیشتری می کنند ، مانترا شما بعد از هرگونه فشار جسمی این است: 'و استراحت کن ...'.

از این رو است که چرا شما در پایان وقت زیادی را صرف تنهایی می کنید - و لذت می برید.

3. باید کارهایی را انجام دهید که می خواهید انجام دهید.

بسیاری از موقعیت های اجتماعی به عنصری از سازش نیاز دارند.

با داشتن دو یا چند نفر ، شما همیشه نمی توانید به رستوران مورد علاقه خود بروید یا فیلم مورد نظر خود را ببینید.

و به اندازه شما می توان در صورت لزوم سازش کنید ، شما به راحتی انتخاب را انتخاب کنید.

تنها بودن یعنی شما می توانید دقیقاً کاری را که می خواهید در هر لحظه انجام دهید انتخاب کنید.

و این روشی است که شما آن را دوست دارید.

4- آرامش و سکوت را ترجیح می دهید.

تا حدودی به دلیل ذات درونگرا ، از سکوت کاملاً خوشحال هستید.

اما سکوت این روزها چیز نادری است. به محض اینکه شخص دیگری را به ترکیب اضافه کنید ، آرامشی که از آن لذت می برید از بین می رود.

شخص دیگر حتی مجبور نیست با شما صحبت کند تا حضورش روی شما تأثیر بگذارد.

همین واقعیت که آنها در مجاورت یکدیگر هستند به این معنی است که شما نمی توانید کاملاً آرام شوید و یا در یک فعالیت غوطه ور شوید.

فقط وقتی کاملاً تنها باشید می توانید آرامشی را که آرزو می کنید بدست آورید.

5. شما یک متفکر عمیق .

آرامش و سکونی که اغلب به دنبال آن هستید به شما امکان می دهد که بنشینید و واقعاً به چیزهایی فکر کنید.

و این چیزی است که شما واقعاً از انجام آن لذت می برید.

در حالی که بسیاری از افراد دوست ندارند با افکار خود تنها باشند ، شما کمی درون نگری را بسیار آرامش بخش می دانید.

به همین ترتیب ، از تلاش برای یافتن پاسخ آن س questionsالات عمیق و معنی دار در مورد زندگی و جهان ، کمی سر و صدا می کنید.

شما یک متفکر فلسفی هستید و مانند همه فلاسفه بزرگ گذشته ، برای انجام بهترین تفکر خود به زمان تنها خود احتیاج دارید.

مطمئناً نمی توانید این کار را در اطراف دیگران انجام دهید.

6. بهترین کار خود را به تنهایی انجام می دهید.

همانند تفکر عمیق ، برای تمرکز بر کار خود به وقت خود نیاز دارید.

شما وقتی در دفتر خانه خود مستقر هستید (یا در هرجایی که محل کارتان است تنها باشید) بازده بیشتری نسبت به زمانی که دیگران در نزدیکی شما هستند ، دارد.

برای شما دشوار است که بتوانید از همه حواس پرتی های اطراف خود جدا شوید - افرادی که در حال صحبت هستند ، س othersالاتی که دیگران از شما می پرسند ، صدای افرادی که مشغول کار هستند ، توپی عمومی است که وقتی تعدادی از افراد در یک فضا با هم هستند ایجاد می شود.

شما ترجیح می دهید تنها باشید. می توانید بر روی آنچه انجام می دهید تمرکز کرده و در جایی که بهترین کار خود را انجام می دهید به آن حالت جریان برسید.

همچنین ممکن است بپسندید (مقاله در زیر ادامه دارد):

7. شما درام نمی کنید.

در ذهن شما ، افراد زیادی وقت خود را صرف درام های غیرضروری می کنند.

آنها در مورد اینکه چه کسی چه کاری انجام داده است ، چه کسی به چه کسی توهین کرده است ، چرا فلانی شخص بدی است و چگونه آنها حزب صالح هستند بحث و گفتگو می کنند.

این نوع کارها به هیچ وجه مورد علاقه شما نیست ...

غیر از شاید در مدرسه ، شما درام نمی کنید.

این فقط اتلاف انرژی است.

بنابراین ، برای جلوگیری از درام ، شما باید از مردم - حداقل از اکثر مردم - اجتناب کنید.

8- از تعاملات سطحی با مردم بدش می آید.

در مورد تعاملات سطح سطحی که به نظر می رسد افراد دیگر از آن لذت می برند ، چیزی بسیار ناخوشایند برای شما وجود دارد.

صحبت های کوچک ، گفتگو درمورد چیزهای تصادفی که به ظاهر نتیجه کمی دارند ، حتی شایعات و استدلال های کوچک توصیف شده در بالا.

شما فقط احساس می کنید که وقت شما بهتر صرف کارهای دیگر می شود.

ناگفته نماند که مجبور به تظاهر به علاقه داشتن می شوید چقدر احساس ناخوشایندی می کند.

وقتی گفتگوها وارد حوزه های عمیق تر و قابل تأمل تری می شوند ، مطمئناً می توانید از معاشرت دیگران لذت ببرید ، اما به نظر شما این اتفاق تقریباً نادر است.

9. از نظر احساسی بسیار مستقل هستید.

نیازی ندارید که دائماً در کنار مردم باشید.

شما خود منبع خوشبختی هستید.

غلتکی وحشی احساساتی را که بسیاری دیگر تجربه می کنند تجربه نمی کنید. این بیشتر برای شما یک بالا و پایین آرام است.

شما کاملاً قادر به حل مشکلات شخصی خود و بیرون آمدن از خلق و خوی مثبت هستید. شما به کمک شخص دیگری نیازی ندارید.

شما خودتان را دوست دارید و این بیشتر اوقات برای شما کافی است.

اگر نمیتوانید گریه کنید به چه معناست

10- احساس بار سنگین بارهای عاطفی دیگران می کنید.

علی رغم اینکه از نظر عاطفی بسیار مستقل هستید ، در واقع بیانات احساسی منفی افراد دیگر را بسیار چالش برانگیز می دانید.

به نظر می رسد وزنه ای روی شانه های شما گذاشته شده است تا سعی کنید به آنها کمک کنید تا احساس بهتری داشته باشند.

این به ویژه در صورت همدلی وجود دارد. سپس ، احساسات دیگران به راحتی جذب شده و مسدود می شود ، و بنابراین گذراندن وقت به تنهایی می تواند آسان ترین راه برای حفظ تعادل عاطفی شما باشد.

11. شما از زندگی خود کاملاً راضی هستید.

شما به سادگی احساس نمی کنید که باید تمام وقت خود را صرف انجام کارها و دیدن مردم کنید.

شما از انجام کاری که خودتان انجام می دهید کاملاً خوشحال هستید.

مطمئناً از FOMO رنج نمی برید (ترس از دست دادن) زیرا نمی توانید تصور کنید از چیزهای دیگر لذت ببرید همانطور که از بودن با خود لذت می برید.

این کار باعث می شود نه گفتن به مواردی که دیگران شما را به آنها دعوت می کنند آسان باشد.

12. شما خیلی ها را دوست ندارید.

شما وقت زیادی را تنها می گذرانید زیرا حداقل برای شما ، به نظر نمی رسد كه بیشتر افراد ارزش شناختن را داشته باشند.

وجود دارد دلایل زیادی که چرا ممکن است بیشتر مردم را دوست نداشته باشید ، اما برخی از موارد رایج عبارتند از:

- یک تجربه بد از گذشته شما

- فکر می کنید مردم کم عمق ، خود جذب شده و خود خواه .

- شما نمی توانید از نقص آنها عبور کنید.

- می بینید که مردم دائماً انتخاب های نادرستی انجام می دهند و شما را ناامید می کند.

13. در شرکت خود احساس راحتی بیشتری می کنید.

این جایی است که همه چیز کمی به سمت اضطراب اجتماعی پیش می رود تا اینکه فقط از وقت تنها خود لذت ببرید.

'راحت' بودن به معنای واقعی کلمه به این معنی است که تنها بودن از داشتن تعاملات اجتماعی آسان تر است.

چرا؟

زیرا هیچ گونه فشاری برای انجام روش خاصی ، انطباق با آداب معاشرت اجتماعی یا ماسک زدن بر شما وجود ندارد.

و از این بابت که دیگران در مورد شما چه فکر می کنند و اینکه آیا از خود لذت می برند نگران نباشید.

وقتی مجبور باشید با دیگران تعامل داشته باشید ، دچار کف عرق می شوید ، قلب شما کمی سریعتر می تپد و احساس تنش می کنید.

اینها علائم جسمی رایج اضطراب هستند.

اگر این چیزی است که شما تجربه می کنید ، ممکن است نشانه این باشد که یک مسئله اساسی وجود دارد که از پرداختن به آن بهره مند می شوید.

14- از نزدیک شدن به افراد زیاد بدتان می آید.

یکی دیگر از جنبه های اضطراب اجتماعی ترس از نزدیک شدن بیش از حد عاطفی به فرد دیگر و خطری است که ایجاد می کند.

از این گذشته ، تنها در مواقعی است که احساسات زیادی را برای شخصی احساس می کنید که واقعا می تواند با اعمال خود شما را آزار دهد.

برخلاف نکته قبلی ، اگر اضطراب اجتماعی دارید ، ممکن است در واقع ترجیح دهید سطح مکالمه را سطحی نگه دارید زیرا این امر به شما امکان می دهد مراقب خود باشید و از شکل گیری یک رابطه عاطفی واقعی جلوگیری کنید.

لازم به تکرار است که این نوع احساس چیزی است که شما دوست دارید آن را تجربه کنید ، احتمالاً با کمک یک مشاور.

پست های محبوب