7 راه برای جلوگیری از کنترل در یک رابطه

آیا می بینید که مرتباً می خواهید کاری را که شریک زندگی شما انجام می دهد کنترل کنید؟ چگونه آنها این کار را انجام می دهند؟ چه موقع آنها این کار را می کنند؟

آیا اگر کارها به طور خاص و مطابق خواسته های شما انجام نشود ، ناراحت یا عصبانی می شوید؟

آیا این رفتار روابط شما با افراد دیگر را تضعیف می کند یا از بین می برد؟





آیا می خواهید این رفتار را تغییر دهید و به عنوان یک شخص رشد کنید؟

تو تنها نیستی.



شخصی که کنترل می کند ممکن است حفظ دوستی و روابط برای او مشکل باشد زیرا افراد به طور کلی نمی خواهند تحت مدیریت ریز قرار بگیرند.

این احساس فشار روانی ، ظالمانه بودن و نزدیک شدن به خط رفتارهای توهین آمیز است که هیچ کس نباید تحمل کند.

اما این نوع رفتار همیشه به عنوان کنترل کننده ظاهر نمی شود. این می تواند به شکل نگرانی بیش از حد ، بدون درخواست مداوم برای مشاوره ، مداخله یا تلاش برای رفع مشکلاتی که در اطراف خود مشاهده می کنند ، باشد.



تشخیص اینکه در وهله اول مشکلی وجود دارد یک قدم بزرگ در مسیر درست است. آن سطح از خودآگاهی دشوار است.

اما چگونه می توانید اینقدر کنترل در یک رابطه را متوقف کنید؟

مشخص کنید که نیاز شما برای کنترل از کجا ناشی می شود.

نیاز به کنترل اغلب از انواع مختلف اضطراب و ترس ناشی می شود.

ممکن است شخصی در تلاش باشد تا دیگران را تحت کنترل قرار دهد تا در الگوها و رفتارهای قابل پیش بینی قرار بگیرند تا غافلگیر کننده ها یا انحرافاتی غیرمنتظره از آنچه انتظار دارند نداشته باشد.

فرد ممکن است با این اختلالات سختی داشته باشد زیرا ذهن او دائماً در تلاش برای افزایش مشکلات فعلی یا آینده است.

آنها ممکن است احساس کنند تا وقتی کارها به روش خودشان انجام می شود ، وقتی که آنها می خواهند آنها انجام شود ، چگونه آنها می خواهند انجام شود ، که اختلال کمتری وجود خواهد داشت.

آنها ممکن است سعی کنند رفتار افراد اطراف خود را تحت تأثیر قرار دهند یا کنترل کنند تا روابط آنها قابل پیش بینی باشد و به افکار اضطراب آور خود دامن نزند.

گرچه ممکن است همیشه اینگونه نباشد.

مواقعی وجود دارد که شرکا ، دوستان و خانواده با ناتوانی ، تقلب از ناتوانی یا تخلیه مسئولیت های خود بر شخص کنترل کننده ، به آن اضطراب کمک می کنند.

فرد کنترل کننده از طریق این تغییر مسئولیت به این روش تبدیل می شود زیرا بدون کسی که اقدامی انجام دهد و هرج و مرج انجام دهد ، هیچ وقت کاری انجام نمی شود.

هنوز هم ، کنترل رفتار می تواند از مکان های عمیق تری نیز ناشی شود.

برای افرادی که تربیت سخت دارند تمایل به کنترل و اضطراب در مورد حفظ زندگی خود ندارند غیر معمول نیست.

کودکی که در این شرایط بزرگ شود ممکن است سعی کند خلا theهای والدین را که نمی توانند نقش آنها را به خوبی انجام دهند ، پر کند.

مواردی که نحوه رشد آنها را یادآوری می کند ، مانند برخی رفتارها یا موقعیت های خاص زندگی آنها ، می تواند باعث تشدید اضطراب آنها شود. به همین ترتیب ، آنها سعی می کنند بر آنچه اتفاق می افتد در اطراف خود کنترل کنند تا ذهنشان راحت باشد.

راه پایان دادن به کنترل رفتار با ریشه یابی علت اصلی آن شروع می شود.

فهمیدن این مسئله به تنهایی ممکن است دشوار باشد. اگر نمی توانید ، بهتر است با یک مشاور بهداشت روان مجاز در مورد رفتار ، شرایطی که باعث آن می شود و نحوه اصلاح آن صحبت کنید.

واقع بینانه ، تغییر رفتار یک فرد سخت است و شما احتمالاً به کمک حرفه ای نیاز خواهید داشت.

اگر بتوانید دلایل احساس نیاز به کنترل را تشخیص دهید ، چند مرحله وجود دارد که می توانید برای سست شدن افسارها و بهبود روابط خود انجام دهید.

7 روش برای تغییر رفتارهای کنترل کننده شما

در کنار دلایل احتمالی رفتار کنترل کننده خود ، می توانید تغییراتی را در نحوه تعامل با دیگران ایجاد کنید.

به طور خاص ، شما می توانید در رابطه عاشقانه خود رویکردی متفاوت داشته باشید تا آنها را سالم تر و شادتر کنید.

1. نحوه برقراری ارتباط با دیگران را در نظر بگیرید.

نحوه ارتباط ما به شدت درک پیام ارائه شده را رنگ آمیزی می کند.

شخصی که کوتاه ، مستقیم و تسلیم ناپذیر است ، خواه ناخواه درک شود.

این بدان معنا نیست که زمان و مکانی برای چنین زایمانی وجود ندارد ، زیرا مطمئناً وجود دارد.

اما اگر این روش اصلی شما برای برقراری ارتباط باشد ، افراد اطراف شما به خاطر آن کینه شما خواهند کرد.

روش بهتر این است که به سادگی شامل زبان مودبانه تری شوید ، مانند لطفاً و متشکرم.

درخواست ، پیشنهاد یا کمک بخواه اگر به جای دیکته کردن ، به کاری نیاز دارید

با نرم کردن رویکرد خود ، نه تنها در درک مردم ، بلکه در نحوه تفکر درباره پیامی که ارائه می دهید تأثیر خواهید گذاشت.

2. كنترل نتایج فعالیت ها را كنار بگذارید.

هنگامی که کارها باید انجام شوند ، کنترل تمایل دارد عقب باشد. مسئله این است که هرکسی استانداردهای متفاوتی در مورد آنچه که به طور موفقیت آمیز یک فعالیت را تشکیل می دهد ، دارد.

به شخص کنترل کننده ممکن است فقط بخواهند کاری انجام نشده باشد ، اما آنها می خواهند آن را مطابق با استانداردهای خود یا نحوه انجام آن انجام دهند.

این همیشه بهترین راه برای رسیدن به اهداف نیست. بعضی اوقات بهتر است فقط بگذارید همه کارها پیش برود و اعتماد کنید که شخص مقابل قصد دارد این کار را انجام دهد.

گاهی اوقات این کنترل مستقیم به عهده شخصی نیست که تصور می شود کنترل کننده است.

بعضی اوقات این شخص دیگری است که بی لیاقتی می کند یا از انجام هر کاری با کیفیت امتناع می ورزد تا بتواند از مسئولیت خود شانه خالی کند.

این وضعیت دشوارتر است زیرا شما واقعاً نمی توانید کاری را که دیگران انتخاب می کنند کنترل کنید.

مکالمه در مورد کمک به بیشتر و ملاقات با آنها در نیمه راه گاهی اوقات می تواند مثمر ثمر باشد ، اما در بسیاری از اوقات در نهایت به این می انجامد که دیگر کاری برای آن شخص انجام ندهید تا آنها متوجه شوند از شما سو takenاستفاده نمی شود.

3. مطمئن باشید که همه افراد زمان و مکان مناسبی دارند.

اگر افراد فضای کافی برای حرکت و نفس کشیدن نداشته باشند ، یک رابطه یا دوستی می تواند احساس ظلم کند.

هر کس برای شارژ مجدد باتری خود ، حتی برونگرا ترین افراد ، به وقت نیاز دارد.

در یک رابطه ، شما باید به عنوان یک تیم کار کنید. در حالت ایده آل ، شما باید یکدیگر را بلند کرده و یک مشارکت جدی برای زندگی ایجاد کنید.

اما اگر شما هرگز نفس نفس نکشید و واقعاً روی خود تمرکز کنید ، این می تواند به یک مشکل تبدیل شود.

هیچ یک از شما نباید نگران همه جزئیات کوچک روز و زندگی شریک زندگی خود باشید.

گاهی؟ مطمئن. اگر شخصی را دوست دارید ، نگران او خواهید بود و بهترین ها را برای او می خواهید تا بتواند خوشبخت باشد و زندگی خوبی داشته باشد.

اما شما نمی توانید این کار را مدام انجام دهید ، همچنین نباید این کار را انجام دهید.

برای خودتان وقت بگذارید ، بگذارید شریک زندگی تان برای خودشان وقت بگذارد و به هم اتاق بدهید.

4- استرس خود را از راه های سالم مدیریت کنید.

کنترل رفتار اغلب به اضطراب برمی گردد. اضطراب اغلب ناشی از فشار روانی ضعیف است.

بنابراین ، اگر اضطراب به رفتار کنترل کننده شما دامن می زند ، می توانید با کار بر روی مهارت های مدیریت استرس ، آن را کاهش دهید.

استرس کنترل شده ضعیف تمایل دارد کثیف باشد و خونریزی در زمینه های دیگر زندگی شما وجود دارد.

اگر روز سختی در محل کار خود دارید ، اگر نمی توانید برای آن محفظه کنید یا دریچه آزاد کنید ، بردن آن خانه بسیار آسان است.

شاید زمان آن رسیده باشد که نگاهی دقیق به نحوه کنترل استرس در زندگی خود بیندازیم.

آیا شما به خوبی از پس آن برمی آیید؟

چه استرس هایی را می توانید از زندگی خود بکاهید یا از بین ببرید؟

آیا زمان آن رسیده است که چیزی را در زندگی خود تغییر دهید؟ شغل جدیدی پیدا کردید؟ سرگرمی؟ ممکن است ورزش ، غذا خوردن یا خواب بیشتر را شروع کنید؟

بهبود مهارت های مدیریت استرس باعث بهبود سلامت روحی و روانی شما می شود.

5- به هرگونه ناامنی که ممکن است در آن نقش داشته باشد رسیدگی کنید.

ناامنی به کنترل رفتار کمک می کند زیرا باعث می شود برای خودمان آنگونه که باید ارزش قائل نشویم و اهداف دیگران را زیر سوال ببریم.

آیا خودتان فکر می کنید که شریک زندگی شما با چه کسی صحبت می کند؟ چه کسی آنها را پیام می دهد؟ وقتی اطراف نیستند چه می کنند؟

این رفتارها به نوعی ناامنی اشاره دارد که کنترل رفتار را تسهیل می کند.

نکته مهم این است که همه ناامنی ها بی اساس نیستند. افرادی که در گذشته مورد کلاهبرداری یا آزار و اذیت سنگینی قرار گرفته اند ممکن است به دنبال محدود کردن در معرض آسیب دیدن مجدد از این طریق باشند.

مسئله این است که انتخاب ماندن در رابطه با فرد به این معنی است که همیشه این سوال در ذهن شما وجود دارد که آیا این اتفاق دوباره تکرار می شود یا خیر.

افراد دیگر اصلاً زحمت پرداختن و کار کردن روی این آسیب را ندارند. آنها فقط اجازه می دهند آن را بی سر و صدا تا زمانی که به هم ریخته در زندگی آنها منفجر شود.

آرام کردن این ناامنی ها از اهمیت حیاتی برخوردار است. آنها باعث كنترل رفتار كنترل شده و روابط سالم خواهند شد.

6. خود را به روی تجربیات و تغییرات جدید باز کنید.

بزرگترین هدیه ای که می توانید به خود بدهید این است که در معرض تجربه های جدید باشید و تغییر کنید.

کنترل رفتار گاهی اوقات در تلاش برای حفظ وضعیت موجود است. مسئله این است که ممکن است وضعیت موجود چیزی نباشد که بتوان آن را آویزان کرد. گاهی اوقات همه چیز آنطور که باید خوب نیستند.

راه بهبود آنها این است که بپذیریم گاهی اوقات اوضاع باید تغییر کند ، که همچنین می تواند به شما کمک کند تا استرس را کنترل کرده و به عنوان یک فرد رشد کنید.

روابط با زمان تکامل می یابند. بهتر است به جای تلاش برای حفظ اوضاع به همان شکلی که دارید ، برای یک آینده سالم آن رابطه را به طور فعال با شریک زندگی خود پرورش و رشد دهید.

the- از اختلافات بین خود و شریک زندگی خود قدردانی کنید.

شما شریک زندگی خود نیستید. شریک زندگی شما نیستید.

آنها قرار نیست از طریق چشمان شما به زندگی نگاه کنند. آنها افکار ، عقاید ، ترجیحات و اعتقادات خاص خود را در مورد زندگی و نحوه رفتار آن خواهند داشت.

هنگامی که یاد بگیرید این تفاوت ها را بپذیرید و جشن بگیرید ، می توانید آنچه را که هر دو برای این رابطه به ارمغان می آورید درک و درک بهتری داشته باشید.

یک رابطه سالم شامل احترام به نقایص و دمدمی مزاجی های شخص به همان اندازه مثبت آنها است.

با پذیرش این تفاوت ها ، می توانید نشان دهید که به جای تلاش برای تعیین نحوه درک و حرکت او در زندگی ، به شریک زندگی خود احترام و ارزش قائل هستید.

چگونه می توانم او را دیوانه وار دلتنگ کنم

هنوز مطمئن نیستید که چگونه روش های کنترل خود را مهار کنید؟تغییر رفتار خود را با کمک کسی که می تواند راهنمایی مطمئن و کمک به شما در برخورد به موانع جاده بسیار آسان تر است.پس چرا با یک متخصص روابط از Relationship Hero که می تواند به شما در کشف مسائل کمک کند چت نکنید. به سادگی .

همچنین ممکن است دوست داشته باشید:

پست های محبوب